ابوالقاسم شاكر

100

تاريخ تشيع در ايران (فارسى)

مردم طبرستان كه داعيه استقلال داشتند از اين جهت با آنان هم‌عقيده بودند . علويان با كمك خاندانهاى محلّى - كه از قدرتمندان منطقه به حساب مىآمدند - و با هميارى مردم ، توانستند حكومت خود را تشكيل دهند . آنان ، سران و رؤساى مناطق را به عنوان حاكم همان شهر ، قرار مىدادند ؛ گرچه همين خاندانهاى محلى ، گاه با علويان درگير مىشدند . « 1 » 5 . ورود نخستين علويان به طبرستان يحيى بن عبدالله محض « 2 » از نوادگان امام حسن ( ع ) ، در سال 169 هجرى در قيام شهيد فخّ ( حسين بن على ) شركت داشت و مجروح شد . سپس مدتها مخفيانه زندگى مىكرد . وى ، طبرستان را كه محلّ امنى برايش بود ، برگزيد و در سال 175 هجرى در منطقهء ديلم طبرستان بر ضد هارون الرشيد ، قيام كرد . از اين رو ، تحت تعقيب خليفهء عباسى قرار گرفت . يحيى توانست از اوضاع فرهنگى و سياسى منطقه بهره ببرد و يارانى را گرد خود آورد . او ابتدا نزد شروين بن سرخاب ، از سلاطين محلى طبرستان - كه از خاندان آل باوند بود - رفت ولى مورد حمايت او قرار نگرفت . به ناچار ، با ياران خود به منطقهء ديلم آمد و حمايت حاكم ديلم را جلب كرد . « 3 » عدهء زيادى با او بيعت كردند و او را به پيشوايى خود برگزيدند . « 4 » هارون الرشيد ، فضل بن يحيى برمكى را روانهء منطقه كرد تا يحيى را دستگير كند . فضل با ارسال هداياى گرانبها براى جستان ، حاكم ديلم ، توانست حمايت او را از يحيى قطع كند و يحيى را به صلح ، تشويق نمايد . يحيى ، وقتى قطع حمايت جستان را ديد ، به فضل گفت : به شرطى كه هارون ، امان‌نامه‌اى به خط خود برايش بنويسد ، صلح را مىپذيرد . فضل ، اين خبر را به هارون رساند . هارون خوشحال شد و امان‌نامه‌اى براى يحيى نوشت و تعدادى از فقها و قضات و بزرگانى از بنىهاشم را بر آن شاهد گرفت . يحيى به همراه فضل ، نزد هارون الرشيد آمد . هارون در ابتدا برخورد بسيار

--> ( 1 ) . همان ، ص 6 - 7 به نقل از تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ، ص 133 . ( 2 ) . وى فردى ، عابد و زاهد بود و بيشتر علماى زمان ، امامت او را پذيرفته بودند . او از بيم هارون الرشيد به ديلم رفت . ( ر . ك : مستوفى ، حمدالله ، تاريخ گزيده ، ص 790 ) ( 3 ) . همان ، ص 6 - 7 به نقل از تاريخ گزيده ، ص 305 . ( 4 ) . همان ، به نقل از ابن طقظفا ، تاريخ فخرى ، ص 265 ؛ نخجوانى ، ضد و شاه ، تجارف السلف ، ص 138 .